تبلیغات :
 پزشکی - لوازم پزشکی - سربکوبی صنعتی و پزشکی - شیلدینگ mri - تجهیزات پزشکی دژپاد

افزایش سلامت روان در زنان مبتلا به دیابت

مقایسه اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی و امید درمانی بر افزایش سلامت روان در زنان مبتلا به دیابت

افزایش سلامت روان در زنان مبتلا به دیابت

diabetic woman

مقدمه

سلامت روان هر فرد زیربنای زندگی رضایت مند اوست. از طرفی امید به زندگی از زمان پیدایش نوع بشر وجود داشته است. زمانی که متقاعد می­شویم آینده به طور کلی غم افزا و پوچ است، ممکن است اراده مان را برای بردباری در زمان حال نیز از دست بدهیم. امیدواری فرد از آگاهی به عمل و حیات سوق می دهد (از بالقوه بالفعل) و یک جزء درونی زندگی است که سبب می­شود فرد از بحران­ها به عنوان فرصت­های رشد بهره گیرد. امیدسازه درونی فرد برای رسیدن به سلامت روان و سلامت روان مفید برای رسیدن به زندگی رضایت بخش است. مطالعه زندگی­های زناشویی بسیر بر این امر دلالت دارد که الگوهای متفاوتی در عملکرد موفقیت آمیز ازدواج­ها وجود دارد و یک روش واحد برای ۲ فرد به منظور داشتن زندگی زناشویی خشنود وجود ندارد (نظری، ۱۳۸۳).

انسان از تولد تا مرگ همواره در ارتباط با دیگران است و ماهیت، کیفیت و احساس نیازی که فرد به ایجاد رابطه با دیگران دارد با رشد فرد در حال تغییر و تحول می باشد. یکی از روابطی که اکثر افراد در مقطعی از زندگیاشان به وجود آن احساس نیاز پیدا خواهد کرد، نیاز به ازدواج می باشد. ازدواج رابطه نزدیک و صمیمانه است بین زن و مرد، که بای مدت طولانی برقرار می گردد و تفاوت بسیاری با سایر روابط انسانی دارد. این رابطه در زمره پیچیده­ترین روابط انسانی است و ابعاد گوناگونی را در بر می گیردو بنابراین می توان گفت: هیچیک از روابط انسانی دارای چنین ابعاد وسیع و متعدد نمی باشد (ساروخانی،۱۳۷۰).

کسانی در روابط صمیمانه خود موفق می شوند که از مهارت های ویژه ای برخوردار باشند. مهارت های زندگی یعنی انجام رفتار سازگارانه به گونه ای که فرد بتواند با ضروریات زندگی روزمره کنار بیاید(بوتین، ۲۰۰۶) آموزش مهارت های زندگی به عنوان بخش مهم و کلیدی در جامعه پذیری افراد در سراسر دنیا مطرح است. سازمان بهداشت جهانی مهارتهای زندگی را توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالش ها و ضروریات زندگی روزمره کنار بیاید، تعریف کرده است. پژوهش های متعددی نشان داده اند که ویژگی هایی که فرد در این آموزش کسب می نماید، وی را قادر می سازد که فرصت های زندگی را مغتنم شمرده و برای مقابله با خطرات احتمالی آماده شود (سازمان بهداشت جهانی، ترجمه فتی و همکاران، ۱۳۸۶).

پژوهشگران تاثیر مثبت مهارت های زندگی را در کاهش سوء مصرف مواد، پیشگیری از رفتارهای خشونت آمیز تقویت اعتماد به نفس، تقویت خود پنداره و … مورد تایید قرار داده اند. پژوهش های بسیاری نیز در مورد- سایر آسیب های فردی و اجتماعی و بهبود آنه از طریق آموزش مهارت های زندگی انجام گرفته که موید گسترش آن است( طارمیان، ۱۳۸۵). تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر مهارت های مقابله ای و عزت نفس افراد باعث بهبود مهارت های حل مسأله، ارزیابی شنلختی، مهار هیجانی و جلب حمایت اجتماعی در افراد می­گردد (وسیی و یعقوبی، ۱۳۸۶). مهارتهای زندگی هم به صورت یک راهکار ارتقای سلامت روانی و هم به صورت ابزاری در پیشگیری از آسیب های روانی- اجتماعی جامعه نظیر، اعتیاد، خشونت خانگی و اجتماعی، آزار کودکان، خودکشی، ایدز و موارد مشابه قابل استفاده است (سازمان جهانی بهداشت، ۲۰۰۶). سازمان بهداشت جهانی مهارت زندگی را در ۱۰ مورد طبقه بندی کرده است که عبارتند از: ۱٫ مهارت خودآگاهی ۲٫ مهارتهای همدلی ۳٫ مهارتهای برقراری ارتباط مؤثر ۴٫ مهارتهای حل مسأله ۵٫ مهارت رفتار جرأت مندانه ۶٫ مهارتهای تصمیم گیری ۷٫ مهارت برقراری مدیریت استرس ۸٫ مهارت حل مسأله ۹٫ مهارتهای تفکر خلاق ۱۰٫ مهارت تفکر انتقادی (سازمان بهداشت جهانی، ترجمه فتی و همکاران، ۱۳۸۵). زن و شوهر برای آنکه بتوانند با خشنودی سلامت روان در زندگی زناشویی نیاز به داشتن مهارت برقراری ارتباط های سالم و سازگاری با شرایط زندگی است (اولسون و همکاران، ۲۰۰۳، به قل از جلیلی، ۱۳۸۵). آموزش مهارت های زندگی زمینه امیدواری به زندگی را فراهم می کند. امروزه مفهوم امید از دیدگاه زیستی مورد توجه قرار گرفته است، یکی از شاخه های روانشناسی مثبت گرا، ایمنی شناسی روانی- عصبی است که به بررسی تاثیر عوامل روانشناختی به دستگاه ایمنی بدن و افزایش خطر بیماری می­پردازد. یافته اساسی در این حوزه این است که شخصیت، رفتار، هیجان و شناخت همگی می­توانند پاسخ ایمنی بدن را تغییر داده و از این رو خطر ابتلا به بیماری را تغییر دهند. این حوزه امیدوار است که روان درمانی بتواند برای پیشگیری و درمان بیماری های جسمانی مفید واقع شود. تکنیک امید به زندگی با بررسی اهداف فرد و راهکارهای سالم و مفید برای رسیدن افراد فرد و همچنین ایجاد انگیزه برای تلاش بیشتر، سعی دارد که مشکلات جسمی و روحی خاص در زندگی را تحت تاثیر قرار دهد تا بدین ترتیب امید و انگیزه زندگی بهتر و شاداب تر را به روح خانواده تزریق کند.

بسیارند زوجینی که به دلیل نداشتن همدلی با یکدیگر و عدم ارتباط مؤثر و نپذیرفتن تفاوت هایشان قادر به ادامه زندگی با همدیگر نیستند. زوجینی که به علت عصابیت بیش از حد کنترل خود را از دست داده و زندگی خود را نابود می کنند. مهارتهی زندگی به افراد متاهل می­آموزد که چگونه تاثیر ارزش­های خویش و همسر را با راه حل­های انتخابی خود تحلیل نمایند، توانایی گوش دادن و درک نیازهای همسر را کسب کنند، چگونه به شریک زندگی خود احترام بگذارند و با او همکاری کنند و خشم و استرس خود را مدیریت نمایند. بررسی برخی تحقیقات نیز نشان می­دهد که با آموزش تعدادی از مهارت­های زندگی به زوجین یا حتی یکی از آنها توانایی تصمیم­گیری، همدلی و ارتباط مؤثر بین آنها افزایش یافته و این آموزش در کاهش پرخاشگری آنها تاثیر مثبت داشته است (آقازاده، ۱۳۸۶)، و در نتیجه کاهش پرخاشگری، بهره وری، شادی و زندگی بدون دردسر، یعنی سلامت روان در زندگی به همراه داشته است. سلامت روان از مهمترین عوامل زندگی سالم و رضایتمند است سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۸۶، تعریفی از سلامتی را ارائه داد: سلامتی گستره وسیعی است جهت توانمند ساختن فرد یا گروه، که از یک طرف موجب واقعیت بخشیدن به آمال و آرزوها و ارضاء نیازها و از طرف دیگر باعث تغییر دادن محیط یا مقابله با محیط می­شود. بنابراین طبق تعریف فوق، به نظر می رسد سلامتی منبعی برای زندگی روزمره است نه به عنوان وسیله­ای برای زندگی و یک مفهوم کاربردی و مثبت است که علاوه بر تاکید به توانایی جسمانی افراد به منابع فردی و اجتماعی آنان نیز تاکید می­ورزد (به نقل از اسکوفیلد، ۱۹۹۸). برای کسب سلامت روان و رضایت از زندگی زناشویی کسب مهارت برای زندگی سالم و مفید و رضایت از زندگی زناشویی سلامت جسمی را نیز طلب می­کند. زن به عنوان مهمترین عضو کارآمد در خانه برای انجام وظایف متعددی که برعهده دارد هم نیاز به سلامت روح دارد و هم نیاز به سلامت جسم. بیماری دیابت شایع ترین بیماری غدد درون ریز یکی از شایع ترین بیماری های غیر واگیر دنیاست. بروز و شیوع این بیماری در دنیا رو به افزایش است. شیوع دیابت از ۴% (۱۳۵میلیون نفر) در سال ۱۹۹۵ به ۵/۴% (۳۰۰میلیون نفر) در سال ۲۰۲۵ افزایش خواهد یافت (قنبری، یکتا و روشن، ۱۳۸۰). بیماری دیابت می تواند مبتلایان به آن را با مشکلات بینایی، قطع عضو، بیماری های قلبی و عروقی و … مواجه کند. بنابراین می توان انتظار داشت که این بیماری ابعاد جسمی، روحی، اجتماعی و به عبارتی کیفیت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد (هانساد و البرکسن، ۱۹۹۲؛ تیلور، سیلیس ومون، ۲۰۰۱). تحقیقات زیادی به این امر توجه کرده و بیان کرده اند که بیماری دیابت و دیگر بیماری های مزمن، می تواند زمینه ابتلاء به افسردگی (راجالا، کینان، کیوکانمی، لیولا، ۱۹۹۷) (گاردنو، اسپینوسا، تلز، زنتنو، هرناندز، رونکویلو، ۱۹۹۸)، بیماریهای کلیوی و نابینایی (رجبی، ۱۳۷۳)، افزایش اختلالات روانشناختی (پیروت، رابین، ۱۹۹۷: فوگوسن، بلان، واردلاو، فریر، پرسون و مک ریمون و دیگران، ۲۰۰۵) را موجب شود. پس توجه به این بیماری، خصوصاً در زنان که ضعیف تر و شکننده ترند و وظایف زیادی را در زندگی زناشویی بر عهده دارند از اهمیت زیادی برخوردار است. بررسی تحقیقات پیشین نشان می دهد که برخی از مهارت های زندگی به طور مجزا بر روی سلامت روانی مورد پژوهش قرار گرفته اند، اما تحقیقی که اثر بخشی آموزش تمام مهارت های زندگی را همزمان با هم یر روی سلامت روانی زنان مبتلا به دیابت و همچنین تکنیک امید درمانی بر روی سلامت روانی زنان مبتلا به دیابت بسنجد، انجام نشده است. به همین دلیل نیاز به این بررسی احساس می شد. با استناد به موارد مذکور پژوهش حاضر به مقایسه اثر بخشی آموزش مهارت های زندگی و تکنیک امید درمانی بر افزایش سلامت روان زنان مبتلا به دیابت در شهرستان تالش می پرازد تا به این پرسش پاسخ دهد که: آیا آموزش مهارت های زندگی و امید درمانی بر افزایش سلامت روان زنان مبتلا به دیابت موثر است؟

روش شناسی

روش تحقیق

این مطالعه نیمه تجربی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون است. پژوهشگر پس از تعیین و همسان سازی گروه های آزمایش، متغیرهای مستقل(آموزش مهارت های زندگی و امید درمانی) را بر گروه­های آزمایشی اعمال نمود. در پایان در گروه های آزمایش تعیین شده مجدداً پرسشنامه­ها اجرا شد.

جامعه آماری

جامعه آماری شامل زنان مبتلا به دیابت است که به دلایل گوناگون به بیمارستان شهید نورانی شهر تالش مراجعه کرده اند و تحت درمان هستند.

نمونه آماری

نمونه گیری آماری در این پژوهش به صورت نمونه گیری تصادفی انجام شد. به این صورت که از طریق اطلاعیه، اقدام به فراخوانی زنان مبتلا به دیابت در بیمارستان شهید نورانی تالش شد. از بین تعدات مرا که تعداد این افراد ۱۲۷ نفر بودند. پرسشنامه سلامت روان مشکل زیادی که از بین ۳۰ نفر که مشکل زیادی داشتند جدا شدند و در دو گروه ۳۰ نفری که از نظر سن، تحصیلات تعداد فرزند، تعداد سالهای ابتلا به دیابت قابل همتا سازی بودند، در پژوهش شرکت داده شدند. بقیه افراد منتخب یا به دلیل سلامت روانی خوب و یا به دلیل عدم امکان همتا سازی حذف شدند. در مجموع ۲ گروه ۱۵ نفری همتا سازی شدند و ۲ گروه ۱۵ نفری در کلاسهای مهارت های زندگی و ۲ گروه ۱۵ نفری در کلاسهای امید درمانی شرکت داده شدند. ۱۵ نفر از زنان مبتلا به دیابت که مشکل سلامت روانی داشتند در کلاس مهارتهای زندگی، ۱۵ نفر از زنان مبتلا به دیابت که مشکل سلامت روانی داشتند در کلاس امید درمانی، شرکت کردند. این کلاس ها به صورت ۲ کلاس ۱۵ نفری تشکیل شدند.

ابزار پژوهش

– آزمون تجدید نظر شده علائم روانی “Scl-90-R”: فرم اولیه فهرست تجدید نظر شده علائم روانی بوسیله دراگوتیس، یپمن و کووی (۱۹۷۳) تهیه گردید. دراگوتیس و همکاران (۱۹۸۴) پرسشنامه مذکور را مورد نجدید نظر قرار داده و فرم نهایی آن را با نام فهرست تجدید نظر شده علائم روانی تهیه نمودند. این فهرست شامل ۹۰ سوال ۵ درجه ای (هیچ، کمی، تا حدی، زیاد، خیلی زیاد) است. امتیاز بندی های مؤالهای فهرست مذکور به این صورت است که به “هیچ” امتیاز صفر، “کمی” امتیاز یک، “تاحدی” امتیاز دو، “زیاد” امتیاز سه و “خیلی زیاد” امتیاز چهار تعلق می­گیرد.

روش های تحلیل آماری داده های تحقیق

تحلیل آماری یافته های کمی در دو بخش آمار توصیفی و استنباطی، انجام گرفت، در بخش اول از شاخص های آمار توصیفی از جمله: جدول و نمودار، میانگین و انحراف استادارد استفاده شد. در بخش آمار استنباطی نظر به انکه طرح تحقیق از نوع شبه تجربی است از آزمون ANOVA برای تحلیل داده های گروه ها استفاده شده است. در این پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS با آخرین نسخه شماره (۲۲) داده های تحقیق مورد تحلیل قرار گرفته است.

یافته ها

یافته ها

جدول (۱): میانگین و انحراف معیار سن در دو گروه مهارت­های زندگی و امید درمانی

گروه میانگین انحراف معیار
مهارت زندگی ۶۰/۳۸ ۷۱/۵
امید درمانی ۳۵ ۲۳/۶

طبق نتایج جدول ۱ میانگین سن گروه مهارت زندگی برابر ۶۰/۳۸ و در گروه امید درمانی برابر ۳۵ است.

جدول (۲): میانگین و انحراف معیار سابقه در دو گروه مهارت­های زندگی و امید درمانی

گروه میانگین انحراف معیار
مهارت زندگی ۶۰/۶ ۸۴/۲
امید درمانی ۴۶/۵ ۸۹/۲

طبق نتایج جدول (۲) میانگین سابقه بیماری گروه مهارت زندگی برابر ۶۰/۶ و در گروه امید درمانی برابر ۴۶/۵ است.

جدول (۳): میانگین و انحراف معیار سلامت روانی و مولفه های آن قبل و بعد از آموزش مهارتهای زندگی

متغیر زمان میانگین انحراف معیار
سلامت روانی قبل آموزش ۵۳۳۳/۲۵۲ ۷۰۹۱۰/۹
بعد آموزش ۲۰۰۰/۲۰۲ ۱۶۶۷۳/۶
کل ۳۶۶۷/۲۲۷ ۸۱۵۴۴/۲۶
شکایت جسمانی قبل آموزش ۶۰۰۰۰/۳۶ ۹۱۹۸۲/۱
بعد آموزش ۰۶۶۷/۳۰ ۰۹۹۷۸/۱
کل ۳۳۳۳/۳۳ ۶۶۰۹۲/۳
وسواس اجبار قبل آموزش ۰۰۰۰/۲۹ ۴۱۴۲۱/۱
بعد آموزش ۲۰۰۰/۲۴ ۳۷۳۲۱/۱
کل ۶۰۰۰/۲۶ ۷۹۹۰۱/۲
افسردگی قبل آموزش ۵۳۳۳/۴۳ ۸۱۴۷۶/۳
بعد آموزش ۵۳۳۳/۳۴ ۹۲۴۴۵/۲
کل ۰۳۳۳/۳۹ ۶۶۵۸۹/۵
حساسیت در روابط قبل آموزش ۳۳۳۳/۲۹ ۴۳۹۷۵/۲
بعد آموزش ۶۶۶۷/۲۲ ۲٫۰۲۳۶۷
کل ۰۰۰۰/۲۶ ۰۴۲۸۷/۴
اضطراب قبل آموزش ۳۳۳۳/۳۰ ۴۱۰۳۰/۲
بعد آموزش ۲۰۰۰/۲۴ ۸۵۹۳۴/۱
کل ۲۶۶۷/۲۷ ۷۶۸۵۹/۳
پرخاشگری قبل آموزش ۶۶۶۷/۱۵ ۵۴۳۰۳/۱
بعد آموزش ۱۳۳۳/۱۳ ۹۲۲۳۰/۱
کل ۴۰۰۰/۱۴ ۱۴۳۱۵/۲
ترس مرضی قبل آموزش ۵۳۳۳/۲۱ ۵۵۲۲۶/۱
بعد آموزش ۰۶۶۷/۱۶ ۶۲۴۲۲/۱
کل ۳۰۰۰/۱۹ ۷۵۶۱۸/۲
افکار پارانوئیدی قبل آموزش ۹۳۳۳/۱۷ ۸۳۰۹۵/۱
بعد آموزش ۸۶۶۷/۱۳ ۱۸۷۲۳/۱
کل ۹۰۰۰/۱۵ ۵۶۴۳۴/۲
روان پریشی قبل آموزش ۶۰۰۰/۲۸ ۶۹۳۹۱/۲
بعد آموزش ۴۶۶۷/۲۲ ۰۹۹۸۹/۲
کل ۵۳۳۳/۲۵ ۹۱۹۳۰/۳

جدول (۴): میانگین و انحراف معیار سلامت روانی و مولفه­های آن قبل و بعد از امید درمانی

متغیر زمان میانگین انحراف معیار
سلامت روانی قبل آموزش ۴۰۰۰/۲۲۸ ۵۹۹۰۷/۲۴
بعد آموزش ۸۶۶۶۷/۱۷۱ ۷۳۳۴۶/۱۹
کل ۱۳۳۳/۲۰۰ ۱۴۷۹۱/۳۶
شکایت جسمانی قبل آموزش ۴۶۶۷/۳۲ ۲۳۲۰۲/۶
بعد آموزش ۸۶۶۷/۲۳ ۶۸۸۳۸/۴
کل ۱۶۶۷/۲۸ ۹۶۳۳۷/۶
وسواس اجبار قبل آموزش ۱۳۳۳/۲۷ ۴۶۱۳۵/۳
بعد آموزش ۲۰۰۰/۲۰ ۲۵۵۷۶/۳
کل ۶۶۶۷/۲۳ ۸۳۰۴۶/۴
افسردگی قبل آموزش ۴۰۰۰/۴۰ ۷۴۷۹۳/۴
بعد آموزش ۴۰۰۰/۳۰ ۴۱۸۴۴/۳
کل ۴۰۰۰/۳۵ ۵۱۰۴۷/۶
حساسیت در روابط قبل آموزش ۷۳۳۳/۲۳ ۳۲۶۶۶/۳
بعد آموزش ۵۳۳۳/۱۸ ۴۱۹۸۳/۳
کل ۱۳۳۳/۲۱ ۲۴۰۴۷/۴
اضطراب قبل آموزش ۰۶۶۷/۲۸ ۰۴۳۸۱/۴
بعد آموزش ۲۰۰۰/۲۲ ۲۱۱۵۹/۳
کل ۱۳۳۳/۲۵ ۶۶۶۳۴/۴
پرخاشگری قبل آموزش ۱۳۳۳/۱۵ ۷۱۹۹۶/۳
بعد آموزش ۴۶۶۷/۱۱ ۱۸۱۷۹/۳
کل ۳۰۰۰/۱۳ ۸۷۸۷۷/۳
ترس مرضی قبل آموزش ۶۰۰۰/۱۹ ۸۵۰۷۹/۳
بعد آموزش ۸۶۶۷/۱۴ ۲۷۰۳۶/۳
کل ۲۳۳۳/۱۷ ۲۵۶۳۰/۴
افکار پارانوئیدی قبل آموزش ۰۶۶۷/۱۶ ۵۷۶۴۵/۲
بعد آموزش ۶۶۶۷/۱۱ ۴۹۶۰۳/۱
کل ۸۶۶۷/۱۳ ۰۴۸۲۷/۳
روان پریشی قبل آموزش ۸۰۰۰/۲۵ ۸۴۵۶۳/۵
بعد آموزش ۶۶۶۷/۱۸ ۲۵۳۸۵/۴
کل ۲۳۳۳/۲۲ ۱۹۶۱۲/۶

فرضیه تحقیق: بین اثربخشی روش های آموزش مهارتهای زندگی و امید درمانی بر میزان سلامت روانی زنان مبتلاء به دیابت تفاوت معنادار وجود دارد.

جدول (۵): نتایج آزمون لوین جهت تعیین برابری واریانس ها

متغیر F درجه آزادی ۱ درجه آزادی ۲ سطح معنی داری
شکایت جسمانی ۳۶۴/۰ ۳ ۵۶ ۷۲۵/۰
وسواس اجبار ۴۲۲/۲ ۳ ۵۶ ۰۷۵/۰
افسردگی ۱۵۶/۱ ۳ ۵۶ ۳۳۵/۰
حساسیت در روابط ۲۱۷/۱ ۳ ۵۶ ۳۱۲/۰
اضطراب ۵۶۰/۰ ۳ ۵۶ ۶۴۴/۰
پرخاشگری ۸۵۰/۱ ۳ ۵۶ ۱۴۵/۰
ترس مرضی ۸۲۲/۱ ۳ ۵۶ ۱۵۴/۰
افکار پارانوئیدی ۱۴۹۲/۰ ۳ ۵۶ ۰۸۲/۰
روان پریشی ۵۷۳۱/۰ ۳ ۵۶ ۳۶۴/۰

طبق نتایج جدول (۵) سطح معنی داری خطای آزمون برابری واریانس ها (۰۵/۰p>) نشان می دهد که واریانس ها برابر هستند.

جدول (۶): نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (Manova)

متغیر مجموع مجذورات درجه آزادی میانگین مجذورات F سطح معنی داری مجذور اتا
شکایت جسمانی ۰۶۷/۱۷ ۱ ۰۶۷/۱۷ ۵۷۹/۲ ۱۱۴/۰ ۰۴۴/۰
وسواس اجبار ۷۵۰/۳ ۱ ۷۵۰/۳ ۲۶۲/۰ ۶۱۱/۰ ۰۰۵/۰
افسردگی ۰۶۷/۸ ۱ ۰۶۷/۸ ۹۸۳/۰ ۳۲۶/۰ ۰۱۷/۰
حساسیت در روابط ۲۶۷/۰ ۱ ۲۶۷/۰ ۰۳۰/۰ ۸۶۴/۰ ۰۰۱/۰
اضطراب ۸۱۷/۴ ۱ ۸۱۷/۴ ۶۴۱/۰ ۴۲۷/۰ ۰۱۱/۰
پرخاشگری ۲۶۷/۰ ۱ ۲۶۷/۰ ۰۳۵/۰ ۸۵۲/۰ ۰۰۱/۰
ترس مرضی ۴۱۷/۰ ۱ ۴۱۷/۰ ۱۲۲/۰ ۷۲۸/۰ ۰۰۲/۰
افکار پارانوئیدی ۷۵۰/۳ ۱ ۷۵۰/۳ ۲۳۵/۰ ۶۳۰/۰ ۰۰۴/۰
روان پریشی ۰۶۷/۱۷ ۱ ۰۶۷/۱۷ ۵۷۹/۲ ۱۱۴/۰ ۰۴۴/۰

طبق نتایج جدول (۶) و با توجه به مقدار F و همچنین با توجه به سطح معنی­داری خطای آزمون برای سطح اطمینان ۹۵/۰ می­توان گفت که بین اثربخشی روش های آموزش مهارتهای زندگی و امید درمانی بر میزان شکایت جسمانی، وسواس اجبار،افسردگی، حساسیت در روابط، اضطراب، پرخاشگری، ترس مرضی، افکار پارانوئیدی و روان پریشی از مولفه های سلامت روانی زنان مبتلاء به دیابت تفاوت معنادار وجود ندارد.

نتیجه گیری:

نتایج به دست آمده از تحقیق نشان داد بین اثربخشی روش های آموزش مهارتهای زندگی و امید درمانی بر میزان سلامت روان و مولفه های شکایت جسمانی، وسواس اجبار، افسردگی، حساسیت در روابط، اضطراب، پرخاشگری، ترس مرضی، افکار پارانوئیدی و روان پریشی تفاوت معنادار وجود ندارد(۰۵/۰ p<). با توجه به اینکه در خصوص مقایسه این دو روش پژوهشی صورت نگرفته است، امکان مقایسه نتایج به دست آمده میسر نگردید. بنابراین به نتایج برخی از مطالعاتی که به تنهایی صورت گرفته است، اشاره می­گردد. نتایج پژوهش­های حقیقی و همکاران(۱۳۸۵)، محمدی(۱۳۸۹)، خدابخش و منصوری (۱۳۹۰) و استال و همکاران (۲۰۰۱) حاکی از تاثیر آموزش مهارتهای زندگی بر سلامت روان می­باشد. همچنین نتایج پژوهش­های نصیری و جوکار(۱۳۸۷)، شعاع کاضمی و همکاران (۱۳۸۸)، بیجار و همکاران(۱۳۸۸) و محمدی (۱۳۸۹) حاکی از تاثیر امید درمانی بر سلامت روان می­باشد.

حقیقی و همکاران(۱۳۸۵) در پژوهشی نشان دادند که آموزش مهارت های زندگی سبب افزایش معنی دار سلامت روانی و عزت نفس گروه آزمایش در مقابل گروه کنترل است. همچنین نتایج بررسی خدابخش و منصوری(۱۳۹۰) نشان داد که آموزش مهارت­های زندگی بر سلامت روان افراد تاثیر معناداری داشته و باعث افزایش سلامت روان آنان شده بود. همچنین حسینی (۱۳۹۰) در نتایج بررسی خود گزارش نمود امید درمانی بر افزایش سلامت روان نشان دادند امید درمانی تاثیر معناداری بر افزایش سلامت روان دارد. بیجار و همکاران (۱۳۸۸) در پژوهشی نشان دادند امید درمانی بر افزایش میزان امید به زندگی و رضایت زنان بیمار تاثیر معناداری داشت.

در خصوص استنباط نتایج به دست آمده می­توان بیان نمود که براساس نظر عده­ای از روان شناسان سلامت روان داشتن هدفی انسانی در زندگی، سعی در حل عاقلانه مشکلات، سازش با محیط اجتماعی بر اساس موازین علمی و اخلاقی و سر انجام ایمان به کار و مسئولیت پذیری و پیروی از اصل نیکوکاری و خیرخواهی می­باشد (شفیع آبادی؛ ناصری، ۱۳۸۱) در واقع همه ابعاد سلامت روان همپوشی کاملی با حیطه های آموزشی مهارتهای زندگی و امید درمانی دارند چرا که مهارت­های زندگی، مهارت­هایی هستند که برای افزایش توانایی های روانی ـ اجتماعی افراد آموزش داده می­شوند و فرد را قادر می­سازد که به طور مؤثر با مقتضیات و کشمکش­های زندگی روبه رو شوند. کسب مهارت­های واقعی زندگی در کنار کسب دانش و تغییر متناسب نگرش­ها و ارزش­ها و تقویت رفتارهای مناسب به رفتارهای سالمی می­انجامد که خود می­تواند مسائل و موانع سلامتی روان را کاهش دهد (فصلنامه پیام مشاور،۱۳۸۷). همچنین آموختن و به کارگیری مهارتهای زندگی بر احساس فرد از خود و دیگران به اندازه ادراک دیگران از وی اثر می­گذارد. همچنین بر ادراک فرد از کفایت خود و اعتماد به نفس وی اثر دارد، بنابراین نقش مهمی در سلامت روان ایفا می­کند (سازمان بهداشت جهانی، ترجمه نوری قاسم آبادی، محمدخانی، ۱۳۸۵). علاوه براین سلامت روان بیشترین رابطه را با بعد شناختی و بعد عاطفی دارد. بعد شناختی فرآیندی است که فرد طی آن تصور، درک، تفکر، یادگیری و قضاوت در مورد موضوع امید را عملی می­سازد (پروتر و پری[۱]،۱۹۹۳؛ نقل از درودی،۱۳۸۸) این بعد شامل فرایندی مثل تعریف امید، کشف واقعی بودن امید، تمیز دادن عوامل ارتقاء دهنده امید از موانع آن و تصویر سازی ذهنی می­باشد(سان دین و همکاران، ۱۹۸۹). علاوه بر آن بعد عاطفی بر احساسات و روحیات فرد دلالت می­کند و شامل جاذبه و کشش یک پی آمد خوب احساس فرد نسبت به اهمیت پی آمد، اعتماد یا عدم اعتماد می­باشد. این بعد بر تمامی فرآیند امید نفوذ دارد و احساسات متفاوتی از دردناک بودن تا آرامش را در بر می­گیرد (باقرپور،۱۳۸۵) و امید درمانی با تاثیرگذاری بر این مولفه­ها، سلامت روان فرد تحت تاثیر قرار دهند. در نهایت هر یک از روش­های آموزشی مهارتهای زندگی و امید درمانی به نحوی توانایی تاثیر گذاری بر سلامت روان را دارند.

منابع و مأخذ

منابع فارسی

  1. ابولقاسمی، عباس و نریمانی، محمد. (۱۳۸۴). آزمونهای روان شناختی، اردبیل: باغ رضوان.
  2. اتکینسون، ریتال. (۲۰۰۱). زمینه روانشناسی هیلگارد، ترجمه محمدتقی براهنی و دیگران (۱۳۸۰).
  3. احدی، حسن و جمهری، فرهاد. (۱۳۸۲). روانشناسی رشد، تهران: انتشارات پردیس.
  4. ارسطو، علی اصغر؛ قاسم زاده، رویا؛ ناصح، هما؛ کمالی، محمد و رحیمی فروشانی، عباس. (۱۳۹۱). کیفیت زندگی و برخی عوامل موثر بر آن در سالمندان دیابتی مقیم سرای سالمندان کهریزک تهران دوماهنامه بیماری های غدد دارای رتبه علمی – پژوهشی (پزشکی)، ۱۴(۱)، صص ۳۷ – ۴۵٫
  5. استریت، ادی. (۱۳۷۶). مشاوره خانواده؛ نظر و عمل در نگرش سیستمی، ترجمه مصطفی تبریزی وعلی علوی نیا، تهران: فراروان.
  6. امامی نائینی، نسرین. (۱۳۸۳). آشنایی با برنامه های آموزش مارت های زندگی. اصفهان؛ معاونت امور فرهنگی و پیشگیری بهزیستی استان اصفهان.
  7. آتش پور، سید حمید. (۱۳۸۷). مهارت زندگی: بخشودن و رهایی از رنجش، کاهش حسادت، رهایی از احساس گناه، مقابله با فشار روانی و افسردگی شغلی، برنده بودن در محط کار. تهران: انتشارات ابوعطا.
  8. آتشپور، سیدحمید. (۱۳۸۷). مهارت زندگی مقابله با فشارروانی و افسردگی شغلی، تهران: انتشارات ابوعطا.
  9. آزاد، حسین. (۱۳۷۸). آسیب شناسی روانی(۱)، تهران: انتشارات بعثت (چاپ دهم).
  10. آقازاده، محرم. (۱۳۸۶). راهنمای آموزش مهارت های زندگی برای زنان، تهران: انتشارات نهضت سواد آموزی.
  11. آیزنگ، مایکل. (۱۳۷۴). همیشه شاد باشی، مترجم: زهرا چلونگر، تهران؛ انتشارات نسل نواندیش.
  12. باقرپور، لیلا. (۱۳۸۵). بررسی مقایسه امید به زندگی وافسردگی با سلامت عمومی در سالمندان سرای سالمندان وسالمندان خارج ازآن در شهرستان کرج، پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات تهران.
  13. بشارت، محمدعلی. (۱۳۷۷). مشکلات جنسی: طبقه بندی، علت شناسی، سنجش ودرمان به تازه های رواندرمانی، تهران: رشد.
  14. بهرامی، هادی. (۱۳۷۷). آزمونهای روانی، مبانی نظری وفنون کاربردی، چاپ سوم، تهران: دانشگاه علامه طباطبایی.
  15. بیجاری، مریم. (۱۳۸۶). بررسی اثر بخشی گروه درمانی مبتنی بر رویکرد امید درمانی بر افزایش امید به زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان، پایانامه کارشناسی ارشد دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی.
  16. بیجاری، مریم. (۱۳۸۶). بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بررویکرد امید درمانی برافزایش امید به زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده روانشناسی وعلوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی.
  17. بیجار، هانیه؛ قنبری، بهرامعلی؛ آقا محمدیان، حمیدرضا و همایی، فاطمه. (۱۳۸۸). بررسی اثربخشی امیددرمانی بر افزایش میزان امید به زندگی و رضایت زنان مبتلا به سرطان، مطالعات تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی، ۱۰(۱)، صص ۱۷۱- ۱۸۴.
  18. حسینی، سیدمحسن. (۱۳۹۰). اثربخشی امید درمانی بر افزایش سلامت روان و بهزیستی روانشناختی زنان دارای فرزندان عقب مانده ذهنی، پایاننامه کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشگاه علوم و تحقیقات ارومیه، دانشکده علوم.
  19. حمیدی، نجمه. (۱۳۹۰). اثربخشی آموزش مدیریت استرس مبتنی بر نظریه شناختیرفتاری، برکنترل قندخون زنان دیابتی نوع. مجله­ی غدد درون ریز و متابولیسم ایران، دانشگاه علوم پزشکی وخدمات بهداشتی درمانی شهیدبهشتی، ۱۳(۴)، صص۳۴۶- ۳۵۵.
  20. خالدین، محمد؛ غریبی، حسن و قلی­پور، زلیخا. (۱۳۹۱). اثربخشی درمان گروهی شناختیرفتاری برکاهش افسردگی و افزایش امید به زندگی در سندرم آشیانه خالی، فصلنامه مشاوره و روان درمانی خانواده. ۳(۲)، صص ۲۶۱- ۲۷۹.
  21. خسروی زاده، بهروز. (۱۳۸۱). همبستگی بین امید و کیفیت زندگی در بیماران اچ آی وی مراجعه کننده به باشگاههای سازمان بهزیستی در تهران و کرمانشاه، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی تهران.
  22. دانش، آذر .(۱۳۸۳).” بررسی رابطه رضایت زناشویی با رضایت ناشی از روابط زوجین”. نخسین کنگره آسیب شناسی خانواده در ایران. تهران: دانشگاه شهید بهشتی.
  23. راس، کوپلر. (۱۹۹۹). امید به زندگی روانشناسی بیماران درمان ناپذیر، ترجمه احمد حجاران(۱۳۶۸). چاپ اول، تهران: نشر ویس.
  24. سلیمی، حسین. (۱۳۸۹). نظریه امید، فصلنامه علمی تخصصی ذهن زیبا، دانشگاه علامه طباطبایی، ۴(۸)، صص ۲۵-۵۵٫
  25. شعاع کاظمی، مهرانگیز. (۱۳۸۸). بررسی رابطه بین کیفیت زندگی وامید به زندگی در بیماران مبتلا به سرطان بعدازعمل جراحی، فصلنامه بیماریهای پستان ایران، ۲(۳)، صص ۶۸-۸۵٫
  26. شیبانی، حسین؛ ابولقاسمی، عباس؛ نریمانی، محمد و گنجی، مسعود. (۱۳۸۴). بررسی ارتباط آندروژنی وروان نژندی با کیفیت زندگی درزنان، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه محقق اردبیلی.
  27. صداقت، فرزانه. (۱۳۸۳). چکیده مقالات نخستین کنگره سراسری آسیب شناسی خانواده در ایران، بررسی رابطه استفاده از راهکارهای توانمند سازی خانواده با رضایت زناشویی زوجین در خانواده.
  28. عامری، فریده. (۱۳۸۳). مشکلات ارتباطی در خانواده، نخستین کنگره سراسری آسیب شناسی خانواده در ایران. تهران: دانشگاه شهید بهشتی.
  29. غلامی، مریم. (۱۳۸۸). اثربخشی آموزش معنادرمانی گروهی بر امید به زندگی و سلامت عمومی بیماران دختر تالاسمی، نشریه دانش و پژوهش در روانشناسی کاربردی دانشگاه آزاداسلامی واحد اصفهان، ۴۲(۵)، صص ۱۱۳-۱۲۴٫
  30. کار، آلان. (۱۳۸۵). روانشناسی مثبت، ترجمه حسن پاشاشریفی؛ جعفر نجفی زند، ناشر: سخن.
  31. کار، آلان. (۱۳۸۵). روانشناسی مثبت: علم شادمانی ونیرومندی های انسان، ترجمۀ پاشا شریفی، حسن و همکاران، تهران: انتشارات سخن.
  32. محمدی، مهری. (۱۳۸۹). بررسی مقایسه ای سلامت روان و امید به زندگی زنان شاغل و غیرشاغل استان آذربایجان غربی، دوماهنامه دانشکده پرستاری و مامایی، ۹(۱)، صص ۳۷-۴۹٫
  33. موتاوی، فرشته و نوری، ربابه. (۱۳۸۵). مهارت های زندگی، تهران: انتشارات طلوع دانش.
  34. مهدوی، محمدهادی. (۱۳۷۵). بررسی و مقایسه عوامل موثر بر رضایت زن و شوهر، تهران: انتشارات بیکران.
  35. مهرابی زاده، مهناز؛ عیدی بایگی، مجید و داودی، ایران. (۱۳۹۱). مقایسه سلامت روان و کیفیت زندگی در بیماران دیابتی نوع۱ و۲ و افرادعادی، مجله تحقیقات علوم رفتاری، ۱۰(۷)، صص۶۵۴- ۶۵۹.
  36. میر خشتی، فرشته. (۱۳۷۵). بررسی رابطه میان رضایت از زندگی زناشویی و سلامت روان، پایان نامه کارشناسی ارشد؛ دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن.
  37. نصیری، حبیب اله و جوکار، بهرام. (۱۳۸۷). امید، سلامت روان، معناداری زندگی و رضایت از زندگی در زنان، پژوهش زنان، ۶(۲)، صص ۱۵۷- ۱۷۶.
  38. نیک نژاد، سهیلا. (۱۳۸۵). آموزش جهانی مهارت های زندگی، مجله رشد ابتدایی، ۵(۲)، صص ۱۵-۳۴٫
  39. ولی زاده، علیرضا. (۱۳۸۱). آموزش مهارت های زندگی، نشریه اطلاعات علمی، ۱۷(۵)، صص ۴۶-۸۱٫

منابع غیر فارسی

  1. Amsberg, S., Anderbro, T., & Wredling, R. (2011). A cognitive behaviour therapy-based intervention among poorly controlled adult type 1 diabetes patients – a randomized controlled trial patient educ couns, 77(5), 72–۸۰٫
  2. Janice, T. (2012). The use of cognitive behavioral therapy in diabetes care: a review and case study. Journal of diabetes nursing, 14(3), 86 -92.
  3. Shona, E. (2012). Cognitive behavioral therapy and glycemic control in diabetes mellitus. Rgn, rm, msc. Article first published online.
  4. Ven, C., Lubach, C.H., & hogenelst, M.H. (2013). Cognitive behavioral group training (cbgt) for patient with type 1 diabetes in persistent poor glycaemic control: who do we reach? Patient education and counseling, 56(4), 313-322.
  5. Zeneto, Jf., & Cardiel, M.H. (2002). Risk tactores assoeiated whit depression in patients whit type2 diabetes mellitus. Archives of medical research, 33(4), 35-60.

[۱] -Potter&Perry

تعداد بازدید : 470
 مقالات مرتبط :
 ارسال دیدگاه :

نام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ایمیل
وبلاگ
دیدگاه