تبلیغات :
 پزشکی - لوازم پزشکی - سربکوبی صنعتی و پزشکی - شیلدینگ mri - تجهیزات پزشکی دژپاد

ارتباط خشونت و پرخاشگری با مصرف الکل

پژوهشهای زیادی در رابطه با مصرف الکل  در بین مجرمان صورت گرفته است که همگی حاکی از وجود یک نوع ارتباط بین مصرف الکل و ایجاد زمینه در رفتارهای مجرمانه می باشد .

بررسی ولفگانگ در سال ۱۹۵۸ درباره ی افرادی که مرتکب قتل شده بودند نشان داد ۵۵ درصد از مجرمین و ۵۳ درصد از قربانیان ، مشروبات الکلی مصرف کرده بودند و در نتایج تحقیقات بسیاری از پژوهشگران دیگر نیز نتایج مشابهی حاصل شده است.

تأثیر تسحیل کننده ی الکل بر پرخاشگری در بررسی های آزمایشگاهی نیز براساس تحقیقات بوشمن و کوپر در سال  ۱۹۹۰ثابت شده است. اما آثار روانشناختی نه تنها به نوع و مقدار مصرف مشروبات الکلی بلکه به تفاوت های فردی و ساختار بدنی ، سوخت و ساز و مقاومت اکتسابی نیز وابسته اند.

پژوهشهای زیادی در رابطه با مصرف الکل  در بین مجرمان صورت گرفته است که همگی حاکی از وجود یک نوع ارتباط بین مصرف الکل و ایجاد زمینه در رفتارهای مجرمانه می باشد .

پژوهشگران نقش الکل را در جرایم دیگر نیز برجسته دانسته اند ، شاپ در سال ۱۹۵۴ میزان تراکم الکل در ادرار ۸۸۲ مجرم را پس از دستگیریشان تعیین کرد. سطوح مسمومیت در ۸۸ درصد از متهمان به ضرب و جرح ، ۷۶ درصد از متهمان به قتل و ۴۵ درصد از کسانی که به تجاوز جنسی متهم شده بودند ، دیده شد. البته به دلیل محدودیت های روش شناختی ، اتکا بر گزارش های پلیس و توصیف های پس رویدادی مجرمان ، یافته های حاصل از این پژوهش ها نمی توانند بیان کننده یک رابطه ی مستقیم و علنی با مصرف الکل باشند اما شواهد مختلف به سود یک رابطه ی تنگاتنگ بین مصرف الکل و جرایم خشونت آمیز در دستند.

افزون براین تأثیر الکل بر خلق و رفتار اجتماعی وابستگی تنگاتنگی با چهارچوب فرهنگی و اجتماعی دارد . در سال ۱۹۸۰ گراهام چهار گروه نظریه را بر حسب نقشی که به الکل نسبت می دهند از یکدیگر متمایز نمود که عبارتند از :

۱ – براساس نظریه ی علت مستقیم الکل بر مکانیزم های بازدارنده ی پرخاشگری در مغز اثر می کند اما از آنجا که هنوز دلایل کافی بر وجود این مرکز در مغز در دسترس نیست و همچنین آثار متغیر مصرف الکل در این دیدگاه استحکام کافی ندارند و نیز موارد فراوان مصرف الکل بدن پیامدهای پرخاشگرانه این نظریه را ساده نگرانه می دانند.

۲ – نظریه هایی که به علت غیر مستقیم استناد می کنند : این فرض را می پذیرند که تأثیر الکل به واسطه ی تغییراتی که در حالت شناخت و مراقبت به دست می آورد ، می باشد. تیلور و لئوناردو در سال ۱۹۸۳ نیز عقیده دارند که مصرف الکل توانایی توجه همزمان به چندین نشانه و جابه جایی آن را کاهش می دهد و در نتیجه توجه فردی که تحت تأثیر مسمومیت الکل است تنها به یک محرک یا نشانه محدود می شود ، علایم بازدارنده یا پیش بینی پیامدهای آینده کمتر وی را هدایت می کنند و بیشتر خطر می کند.

پرنانن در ۱۹۹۱ هم با مروری بر پژوهش های گذشته به این نتیجه رسید که الکل بر شناخت موثر است ، میدان ادراکی را محدود کرده و رفتار فرد را تابع موقعیت کنونی می کند.

۳ – روی آورد سوم برانگیزه ی مصرف الکل که می تواند دستیابی به کاهش اضطراب یا افزایش احساس توانمندی باشد – و در تعامل با آثار دیگر الکل قرار میگیرد – تأکید دارند. برای مثال کاهش ابهام های علائم موقعیتی می تواند احساس مهار آن را افزایش دهد و بیشتر سنجی قدرت را درپی داشته باشد.

۴ – نظریه هایی که در چهارچوب روی آورد چهارم قرار میگیرند همبستگی بین مصرف الکل با پرخاشگری را بازتاب زمینه ی فردی یا عوامل موقعیتی می دانند و بر این باورند که عوامل شخصیتی هم می توانند مصرف الکل و هم رفتار پرخاشگرایانه را در پی داشته باشند.

پژوهش های یوک یوزن و همکارانش در سال ۱۹۸۸ نشان می دهد که دانشجویان پرخاشگر پس از مصرف الکل ، از مصرف کنندگان غیر پرخاشگر در بزهکاری ، خصومت ، سلطه جویی و برانگیخته رفتاری متمایز می شوند.

انتظارها درباره ی آثار الکل و چشم پوشی و فاصله گیری از قواعد فرهنگی و اجتماعی به هنگام مصرف الکل نیز رفتارهای انحراف آمیز این گروه را افزایش می داد.

به خوبی دیده می شود که همپوشی این نظریه ها بیش از مغایرت بین آنهاست. به عبارت دیگر هیچ یک از عوامل داروشناختی ، روانشناختی و موقعیتی را نمی توان یک تأیین کننده ی منحصر به فرد دانست. با آنکه مصرف الکل می تواند پرخاشگری را ایجاد کند اما به نظر می رسد که این تأثیر به تعامل بین ویژگی های شناختی مصرف کننده ، آثار داروشناختی الکل و عامل برانگیزاننده و محدودکننده ی موقعیت بستگی دارد.

آنهایی که به هنگام ارتکاب به جرم ، آشکارا مسمومند الزاما معتادان مزمن نیستند اما این نکته محرز است که مشکلات مربوط به مصرف الکل در زندانیان متداول است. تحقیقات بسیاری نشان داده اند که بیش از یک سوم از زندانیان معتاد به الکل هستند.

بالا رفتن مداوم سطح الکل خون ، فرایند پردازش اطلاعات و استدلال را دچار نارسایی می کند و می تواند به تعامل های پرخاشگرانه ی بیشتر منتهی شود مصرف زیاد الکل در زندانیان ترخیص شده هم بازپروری آنها را به تأخیر می اندازد و جرایم بی اختیار را افزایش می دهد اما این احتمال نیز وجود دارد که فقط تعداد اندکی از معتادان به الکل به صورت مجرم درآیند و تمامی آنها نیز مجرمان خشن نیستند چراکه اعتیاد به الکل در مجرمان خفیف بیش از مجرمان وخیم است در نتیجه می توان گفت اعتیاد به الکل الزاما خشونت و جرم را در پی ندارد اما اختلال شخصیت در زیرگروهی از معتادان ، آمادگی برای مصرف الکل و مبادرت به خشونت را به صورت همزمان در آنها ایجاد می کند در یک جمع بندی باید گفت ازسویی در اغلب موارد به علت مشخص بودن حدتأثیر مواد در ارتکاب جرم و از سوی دیگر به دلیل این تصور که تعداد اندکی از جرایم ناشی از مصرف مواد هستند ، در حال حاضر یافته های پژوهشی درباره ی ارتباط بین مصرف مواد غیرقانونی با خشونت و جرم قانع کننده نیستند و آمفیتامین ها و باربیتورات ها با احتمال بیشتری خشونت را برمی انگیزند.

تعداد بازدید : 311
 مقالات مرتبط :
 ارسال دیدگاه :

نام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ایمیل
وبلاگ
دیدگاه